مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

92

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> خدا بس است براي تو حكم كننده وكافى است پيامبر أكرم براي مخاصمهء تو ، وجبرئيل ظهير وياور أو است وزود خواهد يافت عذاب خود را ويافته آن كسى كه تو را بر گردن مسلمانان سوار كرد وخلافت باطل را براي تو مستقر گرداند وخواهيد دانست كه مكان شما بدتر است وياور شما كمتر است واين‌كه من قدر تو را كم مىشمارم وسرزنش تو را عظيم مىدانم نه براي آن است كه خطاب در تو فايده مىكند ، بعد از آن‌كه ديده‌هاى مسلمانان را گريان وسينه‌هاى ايشان را بريان كرديد وموعظه چه سود مىبخشد در دل‌هاى سنگين وجان‌هاى طاغى وبدن‌هاى مملو از سخط حق تعالى ولعنت رسول خدا وسينه‌ها كه شيطان در آن آشيان كرده است ؛ وبه أعانت اين قسم گروه ، تو كردى آنچه كردى . پس زهى تعجب است كشته شدن پرهيزكاران وفرزندان پيغمبران وسلالهء اوصياى ايشان به دست‌هاى آزاد شدگان خبيث ونسل‌هاى زناكاران فاجر كه خون ما از دست‌هاى ايشان مىريزد وگوشت‌هاى ما از دهان‌هاى ايشان بيرون مىافتد . اى يزيد ! اگر الحال ما را غنيمت خود مىشمارى ، زود باشد كه موجب غرامت تو گردد در هنگامى كه نيابى مگر آنچه دست‌هاى تو پيش فرستاده است ونيست خدا ستم‌كننده بر بندگان خود وبه سوى خدا شكايت مىكنم وأو پناه من است وبر أو اعتماد من است . پس هر مكرى كه مىتوانى بكن وهر سعى كه خواهى به عمل آور ! تا توانى با ما عداوت كن . به خدا سوگند كه نام ما را محو نمىتوانى كرد وبه فضيلت ما نمىتوانى رسيد وعار كردار خود را از خود دور نمىتوانى كرد ونيست رأى تو مگر اندك مكرى وأيام دولت تو مگر اندك مدتي . وعنقريب جميعت تو از هم خواهد پاشيد ودر روزى كه ندا كند منادى از جانب حق تعالى كه : لعنت خدا بر ظالمان وستمكاران است . » پس حمد مىكنم خداوندى را كه ختم كرد براي اوّل ما به سعادت ، وبراي آخر ما به رحمت وشهادت وسئوال مىكنم از حق تعالى كه ثواب ايشان را كامل سازد واجر ايشان را مضاعف گرداند ودر ميان ما خليفهء ايشان باشد ؛ به‌درستى كه أو رحيم وودود است وخدا بس است ما را ونيكو وكيلي است از براي ما . » يزيد گفت : « اين قسم سخنان از جگرسوختگان بعيد نيست . » پس به حضرت امام زين العابدين عليه السلام خطاب كرد : « اى فرزند حسين ! پدر تو قطع رحم من كرد وبا سلطنت من منازعه كرد ورعايت حقّ من نكرد . خدا با أو چنين كرد . » حضرت فرمود : « اى پسر معاوية وهند ! پيوسته پيغمبرى وپادشاهى با ما وأجداد من بود پيش از آن‌كه تو متولد شوى ودر روز بدر وأحد واحزاب رايت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم در دست جدّ من على بن‌ابيطالب عليه السلام بود ورايت كافران در دست پدر وجدّ تو بود . واي بر تو اى يزيد اگر بدانى چه كرده‌اى وچه خطاها مرتكب شده‌اى در حقّ برادران وپدر وعموها وأهل بيت من . هرآينه به كوه‌ها بگريزى وروى خاكستر بنشينى وفرياد : وا ويلا ! ووا ثبوراه ! را برآورى ، آيا شرم ندارى كه سر پدر من حسين فرزند فاطمه وعلى وجگرگوشهء رسول خدا بر در دروازهء شهر شما آويخته است وأو وديعت حضرت رسالت است در ميان شما ؟ پس بشارت باد بر آن خوارى وندامت در روز قيامت . » -